قالَ المُجتَبی (ع): ما تَشاوُرَ قَومٌ اِلاّ هُدِو اِلی رُشدِهِم. امام حسن مجتبی (ع) فرمودند: هیچ قومی (مردمی) با هم مشورت نکردند مگر اینکه به سوی رشد و کمال، هدایت و رهبری شدند (مشورت با مؤمنین و افراد صالح و عاقل سبب رشد فکری انسان است). «تحف العقول ص 236» «البحار 78/105» |
قالَ المُجتَبی (ع): اَللُّؤمُ اَن لا تَشکُرَ النِّعمَةَ. امام حسن مجتبی (ع) فرمودند: پستی این است که شکر نعمت بجای نیاوری. (اگر تُشکَرُ النِعمَةُ بصورت مجهول خوانده شود معنی چنین است: پستی به این است که شکر نعمت بجای آورده نشود.) «تحف العقول ص 236» «البحار 78/105» |
|
خويشاوندي و نزديكي به نژاد نيست |
قالَ المُجتَبی (ع): اَلقَریبُ مَن قَرَّبَتهُ المَوَدَّةُ وَ اِن بَعُدَ نَسَبُهُ وَ البَعیدُ مَن باعَدَتهُ مَن باعَدَتهُ المَوَدَّةُ وَ اِن بَعُدَ نَسَبُهُ وَ البَعیدُ مَن باعَدَتهُ المَوَدَّةُ وَ اِن قَرُبَ نَسَبُه، لا شَیئءَ اَقرَبُ مِن یَدٍ اِلی جَسَدٍ وَ اِنَّ الیَدَ تَفُلُّ فَتُقطَعُ وَ تُحسَمُ. امام حسن مجتبی (ع) فرمودند: خویشاوند و نزدیک انسان کسی است که دوستیش او را نزدیک کرده اگرچه نسب و نژاد او (از انسان) دور است، و بیگانه کسی است که از دوستی بدور است و (بدور بودن از دوستی او را غریبه کرده است) گرچه نسب و نژاد او (به انسان) نزدیک باشد، هیچ چیز به بدن نزدیکتر از دست نیست و البته وقتی دست می شکند و معیوب می شود آن بریده و جدا می شود. «البحار 78/106» «تحف العقول /236» |
قالَ المُجتَبی (ع): مَن اَدامَ الاِختلافَ اِلَی المَسجِدِ اَصابَ اِحدی ثَمانٍ: آیَةً مَحکَمَةًُ، وَاَخاً مُستَفَاداً، وَ عِلماً مُستَطرَفاً، وَ رَحمَةً مُنتَظِرَةً وَ کَلِمَةً تَدُلُّهُ عَلَی الهُدی، اَوتَرُدُّهُ عَن رَدی، وَ تَرکَ الذُّنوُبِ حَیاءَ وَ خَشیَةً. امام حسن مجتبی (ع) فرمودند: هرکس رفت و آمدش به مسجد همیشگی باشد (همیشه به مسجد برود) یکی از هشت فایده را می برد آیه و نشانه محکمه (اصول عقاید را فراگرفتن) دوستی که از او بهره ببرد، علم و دانشی تازه و نو، و رحمتی که منتظر اوست، و کلمه ای که او را به سوی هدایت دلالت کند یا او را از هلاکت و پستی باز بدارد، و ترک گناهان از شرم (مردم) و ترس خدا. «البحار 78/108» «تحف العقول ص 238» «خصال باب الثمانیه – با اندک اختلاف» |
|
پيشاني برادر مؤمن خود را ببوسيد |
الَ المُجتَبی (ع): اِذا لَقِیَ اَحَدُکُم اَخاهُ فَلیُقَبِّل مَوضِعَ النُّورِ مِن جَبهَتِهِ. امام حسن مجتبی (ع) فرمودند: هرگاه یکی از شما به برادر دینی خود برخورد باید محل نور از پیشانی او را ببوسد. (محل نور همان محل سجده است) «البحار 78/110» «تحف العقول /239» |
قالَ المُجتَبی (ع): لِبَعضِ وُلدِهِ: یا بُنَیَّ لا تُواخِ اَحَداً حَتی تَعرِفَ مَوارِدَهُ وَ مَصادِرَهُ، فَاِذَا استَنبَطتَ الخُبرَةَ وَ رَضیتَ العُشرَةَ فَآخِهِ عَلی اِقالَةَ العَثرَةِ وَ المُواساةِ فِی العُسرَةِ. امام حسن مجتبی (ع) به یکی از فرزندانش فرمود: ای پسر عزیزم هرگز با احدی برادری مکن تا وقتی بدانی کجاها می رود و کجاها می آید (رفت و آمد او به چه مکانهایی است) و چه ریشه و اصل و نسبی (از نظر دیانت و تقوا) دارد، پس وقتی خوب از حالش آگاه شدی و معاشرت او را پسندیدی با او برادری کن بشرط اینکه در لغزش و اشتباه گذشت و چشم پوشی درکار باشد و در تنگی زندگی و مشقّتِ آن مواسات باشد. «تحف العقول /236» «البحار 78/105» |
|
تقوی زيركي است و فجور و گناه حماقت |
|
قالَ المُجتَبی (ع): اُیُّها النّاسُ اِنَّ اَکیَسَ الکَیسِ، التُّقی و اَحمَقَ الحُمقِ الفجورُ. امام حسن مجتبی (ع) (بعد از پیمان شکنی یارانش و صلح با معاویه) در ضمن خطبه ای چنین فرمود: ای فرمود بدرستیکه بهترین زیرکیها تقوی است و بدترین حماقتها فجور و گناه است. «کشف الغمه ج 1 ص 571» |
|
قالَ المُجتَبی (ع): هِلاکُ النّاسِ فی ثَلاثٍ: اَلکِبرِ وَ الحِرصِ وَالحَسَدِ، فَالکِبرُ هِلاکُ الدینِ وَ بِهِ لُعِنَ اِبلیسُ، وَ الحِرصُ عَدُوُّ النًّفسُ وَ بِهِ اُخرِجَ آدَمَ مِنَ الجَنّةِ وَ الحَسَدُ رائدُ السُّوءِ وُ مِنه قَتَلَ قابیلُ هابیلَ. امام مجتبی (ع) فرمودند: هلاکت و نابودی انسان در سه چیز است: کبر و حرص و حسد، پس کبر باعث هلاکت و از بین رفتن دین است و بواسطه تکبر ابلیس مورد لعنت خداوند واقع شد، و حرص دشمن انسان است و بواسطه همین آدم از بهشت بیرون رانده شد، و حسد پیشوا و جلودار بدی است و بخاطر حسد قابیل برادرش هابیل را کشت. «کشف الغمه ج 1 ص 571» «البحار 78/111» |
عن الحَسَنِ بنِ علیِّ بنِ اَبیطالِبٍ (ع): اَنّهُ قال: فِی حدیثٍ طَویلٍ لَهُ مَعَ مَلِکَ الرُّومِ. سَأَلَهُ فیما سَأَلَهُ عَن سَبعَةِ اَشیاءَ خَلَقَها اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَم تَخرُج مِن رَحِمٍ. فَقالَ (ع) آدَمُ وَ حوّاءُ وَ کَبشُ اِبراهیمَ وَ ناقَةُ صالِحٍ، وَحَیَّةُ الجَنَّةِ، وَ الغُرابُ الّذی بَعَثَهُ اللهُ عَزّ وَ جَلَّ یَیحَثُ فِی الاَرضِ وَ اِبلیسُ لَعَنَهُ اللهُ تَبارکَ و تَعالی. امام حسن مجتبی (ع) در ضمن حدیث مفصلی که مکاتبه ای با پادشاه روم است از جمله سؤالات از حضرت این بود که پرسید از هفت چیز (جانداری) که خدای عزّ و جلّ آنها را آفرید ولی از شکم مادر بیرون نیامده اند. پس آنحضرت (ع) فرمود: آنان، آدم است و حوا و آن قوچ و گوسفند ابراهیم (که بجای ذبح اسماعیل، خداوند آن گوسفند را برای او به جهت قربانی فرستاد) و ناقۀ حضرت صالح (ع)، و مار بهشت (این بهشت آدم (ع) بوده است که شیطان بوسیله آن مار وارد آن گردیده است) و کلاغی که خدای عزّ و جلّ فرستاد تا زمین را بکَنَد (و دفن نمودن هابیل را به قابیل بیاموزد) و ابلیس، که خدای تبارک و تعالی او را لعنت کند. «خصال – باب السبعه ح 34» |
قالَ المُجتَبی (ع): اَلنّاسُ اَربَعَةٌ: فَمِنهُم مَن لَهُ خُلقٌ وَ لا خَلاقَ لَهُ، وَ مِنهُم مَن لَهُ خَلاقٌ وَ لا خُلقَ لَهُ، وَ مِنهُم مَن لا خُلقٌ وَ لا خَلاقَ لَهُ، وَ ذالِکَ [مِن] شَرِّ النّاسِ، وَ مِنهُم مَن لَهُ خُلقٌ وَ خَلاقٌ فَذالِکَ خَیرُ النّاسِ. امام حسن مجتبی (ع) فرمودند: مردم به چهار قسمند، یک قسم اخلاق نیک دارند ولی بهره مند نیستند و قسم دیگر بهره مند و کامیاب اند ولی اخلاق خوب ندارند و قسمی نه اخلاق نیکو دارند و نه بهره مند و کامیاب هستند. این دسته بدترین مردمند و قسمی هم اخلاق نیکو دارند و هم بهره مند و کامیاب اند اینها بهترین مردمند. «خصال- باب الاربعه ح 77» |
|
قالَ الحَسَنُ بنُ عَلیٍّ (ع): لِرَسُولِ الله (ص) یا اَبَةَ مَاجَزاءُ مَن زارُکُ فَقالَ: مَن زارَنی اَو زارَ اَباکَ اَو زارَکَ اَو زارَ اَخاکَ کانَ حَقّاً عَلَیَّ اَن اَزورَهُ یَومَ القِیمةِ حَتّی اَخلِّصَهُ مِن ذُنُوبِهِ. امام حسن مجتبی به رسول خدا (ص) عرض کرد ای پدر جان پاداش کسی که ترا زیارت کند چیست؟ فرمود: هر کس مرا یا پدرت یا ترا یا برادرت را زیارت کند بر من حق دارد که او را در روز قیامت زیارت کنم تا اینکه او را از گناهانش رها کنم. (نجات دهم) «امالی صدوق ره مجلس چهاردهم ح 4» |
|
قالَ المُجتَبی (ع): فِی المائِدَةُ اِثنَتَا عَشرَةَ خَصلَةً یَجِبُ عَلی کُلِّ مَسلِمٍ اَن یَعرِفَها، اَربَعٌ مُنها فَرضٌ، وَ ارَبَعٌ مِنها سُنَّةٌ، وَ اَربَعٌ مِنها تَأدیبٌ، فَاَمّا الفَرضُ: فَالمَعرِفَةُ، وَ الرِّضا، اوَ التَّسمِیةُ، وَ الشُکرُ، وَ اَمَّا السُنَّةُ: فَالوُضُوءُ قَبلَ الطَّعامِ، وَ الجُلوُسُ عَلی الجانِبِ الاَیسَرِ، وَ الاَ کلُ بِثلاثُ اَصابِعَ، وَ لَعقُ الاَصابِعِ وَ اَمَّا التَّأدیبُ فَالاَکلُ مِمّا یَلیکَ، وَ تَصغیرُ اللُّقمَةِ، وَ المَضغُ الشَّدیدِ وَ قِلَّةُ النَّظَرُ فی وُجُوهِ النّاسُ. امام حسن مجتبی (ع) فرمودند، در غذا خوردن و سفره دوازده خصوصیت و ویژگی است که بر هر فرد مسلمان واجب است که آنها را بشناسد، چهار خصوصیت آن واجد و چهار تا مستحب و چهار تای دیگر آنها از ادب است، اما واجب: معرفت (شناخت نعمت دهنده) است، و راضی بودن به نعمت خدا، و به نام خدا شروع کردن، و شکر و سپاس نعمت خدا را بجای آوردن، و اما مستحب: پیش از غذا دست شستن و بر سمت (پای) چپ نشستن و با سه انگشت غذا خوردن و لیسیدن انگشتان. و با ادب سفره و غذا خوردن: خوردن از غذای جلو خودت (به جای دیگر سفره دست نبردن) و لقمه را کوچک برداشتنف و لقمه را کاملاً خوب جویدن، و به روی دیگران کمتر نگاه کردن. «روضة الواعظین 2/311» «خصال – باب الاثنی عشر ح 60» |
َنِ الحَسَنِ بنِ عَلیٍّ (ع) اَنَّهُ جاءَهُ رَجُلٌ وَ قالَ اَنَا رَجُلٌ عاصٍ وَ لا صَبرَ لی عَن (عَلَی) المَعصِیَةِ فَعِظنی بِمَوعِظَةٍ فَقالَ (ع). اِفعَل خَمسَةَ اَشیاءَ وَ اذنِب ماشِئتَ، لاتَأکُل رِزقَ اللهِ وَ اذنِب ما شِئتَ وَ اطلُب مَوضِعاً لایَراکَ اللهُ وَ اذنِب ما شِئتَ، وَ اخرُج مِن وِلایَةِ اللهِ وَ اذنِب ما شِئتَ، وَ اِذاجاءَکَ مَلَکُ الموتِ لِیَقبِضَ روُحَکَ فَادفَعهُ عَن نَفسِکَ وَ اذنِب ما شِئتَ، وَ اِذا اَدخَلَکَ مالِکٌ النّارَ فَلا تَدخُل فِی النّارُ وَاذنِب ماشَئتَ. شخصی آمد خدمت امام حسن مجتبی (ع) و عرض کرد من مرد گناهکاری هستم و صبر و تحمّل بر معصیت و گناه ندارم (قدرت اینکه گناه را ترک کنم ندارم مرا موعظه و نصیحتی بفرمائید تا از گناه کردن دست بردارم) پس آن حضرت فرمودند: پنج عمل انجام بده بعد هر گناه که می خواهی بکن 1- رزق و روزی خداوند را نخور بعد هر گناه می خواهی بکن 2- مکانی برگزین (موقع گناه) که خداوند ترا نبیند بعد هر گناه که می خواهی بکن 3- از ولایت و حکومت و قدرت خداوند خارج شو بعد هر گناه که خواهی بکن 4- وقتی ملک الموت و فرشته مرگ آمد روح ترا بگیرد (بعنوان عدم تسلیم روح) او را از خودت دفع کن بعد هر گناهی که می خواهی بکن. 5- وقتی مالک (خزانه دار جهنّم) ترا وارد جهنم کرد داخل جهنّم نشو (اگر می توانی) بعد هر گناهی که می خواهی بکن. «اثنی عشریه ص 112» نتیجه: چون انسان عقلاً هم نمی تواند مسائل فوق را نادیده بگیرد پس سزاوار است با توجّه به راهنمایی های فوق گناه را ترک کند تا سعادت دنیا و آخرت را بدست آورد. |
عَنِ المُجتَبی (ع) اَنَّهُ قالَ لااَدَبَ لِمَن لا عَقلَ لَهُ، وَ لا مُرُوَّةَ لِمَن لا هِمَّةَ لَه، وَ لاحَیاءَ لِمَن لا دینَ لَهُ وَ راسُ العَقلِ مُعاشَرَةُ النّاسُ بِالجَمیلُ، وَ بِالعَقلِ تُدرَکُ الدّارانِ جَمیعاً وَ مَن حَرُم مِنَ العَقلِ حَرُمَهُما جَمعیاً. از امام مجتبی (ع) نقل شده که فرمودند کسی که عقل ندارد ادب و تربیت ندارد، و کسی که همّت ندارد جوانمردی ندارد، و کسی که دین ندارد حیاء و شرم ندارد، و اوّل عقل، نیکو معاشرت کردن با مردم است و بوسیله عقل است که دنیا و آخرت بدست می آید و کسی که از عقل محروم شد از دنیا و آخرت هر دو محروم است. «کشف الغمّة ج 1 ص 571» «البحار 78/111» |
|
فصل اول : در ولادت با سعادت حضرت امام حسن عليه السّلام |
|
فصل دوم : در بيان مختصرى از فضائل و مكارم اخلاق آن سرور |
|
فصل سوّم : در بيان بعضى از احوال امام حسن ع و صلح آن حضرت |
|
فصل چهارم : در بيان شهادت حضرت مجتبى عليه السّلام و ذكر |
|
فصل پنجم : در بيان طغيان معاويه در قتل و نهب شيعيان على ع |
|
فصل ششم : در ذكر اولاد امام حسن عليه السّلام و شرح حال جم |
|
|
شناخت مختصرى از زندگانى امام حسن(ع) |
| |
|
|
بررسى علل صلح (آتش بس) امام حسن (ع) |
|
|