|
بحث در دين در جهت جدال و خصومت |
رُوِیَ اَنَّ رَجُلاً قالَ لِلحَسَینِ بنِ عَلِیٍّ (ع): اِجلِس حَتّی نَتَناظَرُ فِی الدّینِ، فَقالَ: یا هذا اَنَا بَصیرٌ بدینی، مَکشُوفٌ عَلی هُدایَ، فَاِن کَنتَ جاهِلاً فَاذهَب فَاطلُبهُ، مالی وَ لِلمُماراة؟ وَ اِنَّ الشَّیطانَ یُوَسوِسُ لِلرَّجُلِ وَ یُناجیهِ وَ یَقُوُلُ: ناظِرِ النّاسِ فِی الدّینِ لِئلاّ یَظُنُّوا بِکَ العَجزَ وَ الجَهلَ. «مُنیة المرید /69» «مستدرک الوسائل 2/98» مردی به امام حسین (ع) عرض کرد: بنشین تا در موضوع دین مناظره و بحث کنیم حضرت فرمود: ای فلانی، من به دین خود بینا هستم، و هدایت الهی بر من آشکار است، اگر تو جاهل و بی اطلاع هستی خودت در جستجوی آن باش، مرا با جدال و خصومت چکار؟ همانا شیطان در ضمیر آدمی وسوسه می کند و با نجوای خود او را منحرف می گرداند و می گوید: بامرم در امر دین مناظره و بحث کن تا درباره تو گمان ناتوانی و نادانی نبرند. * تذکر- امام (ع) چون روحیه آن مرد رامی شناختند، خواستند از مراء و جدال پرهیز کنند و او را متوجّه خطر این مسئله اخلاقی بنمایند. |
- فِی المَناقِبِ مُرسلاً- اَنَّ عَبدَ الرَّحمن السَّلمی عَلَّمَ وَلَدَ الحُسَینِ (ع): الحَمدَ فَلَمّا قَرَءَ ها عَلی اَبیه اَعطاهُ اَلفَ دینارٍ وَ اَلفَ حُلَّةٍ وَحَشا فاهُ دُرّاً، فَقیلَ لَهُ فی ذلِکَ فَقالَ (ع): وَ اَینَ یَقَعُ هذا مِن عَطائِهِ یِعنی تَعلیمِهِ. «مستدرک الوسائل 1/290» «المناقب 4/66» عبدالرّحمن سلمی سوره حمد را به فرزند حسین (ع) آموخت وقتی کودک سوره را بر پدرش خواند امام (ع) هزار دینار طلا و هزار حلّه لباس به معلم دادند و دهانش را پر از مروارید کرد، درباره این کار امام سؤال کردند امام (ع) فرمود: این عطایا با آنچه معلم یاد داده است کجا برابری می کند؟ (یعنی قابل مقایسه نیست). |
قالَ رَجُلٌ لِلحُسَینِ بنِ عَلیٍّ (ع): یَابنَ رَسُولِ اللهِ اَنَا مِن شیعَتِکُم قالَ (ع): اِتَّقِ اللهَ و لا تَدعِیَنَّ شَیئاً یَقُولُ اللهُ لَکَ: کَذِبتَ وَ فَجَرتَ فی دَعواکَ، اِنَّ شیعَتَنا مَن سَلِمَت قُلوُبُهم مِن کُلِّ غِشٍّ وَ دَغَلٍ وَلکِن قُل: اَنَا مِن مَوالیکُم وَ مُحِبّیکُم. «مجموعه ورّام 2/425» مردی به امام حسین (ع) عرض کرد ای پسر پیامبر من از شیعیان شما هستم، فرمود: از خدا بترس و هرگز چیزی را ادعا مکن که خدواند به تو بگوید دروغ می گوئی و در ادعای خود گناه کردی. همانا شیعیان ما کسانی هستند که قلبهایشن از هر غل و غشّ و حیله و نیرنگی پاک باشد، بگو من از موالیان و دوستداران شمایم. |
قالَ (ع): مَن کَفَّلَ لَنا َتیماً قَطَعَتهُ عَنّا مِحنَتُنا بِاستِتارِنا فَواساهُ مِن عُلُومِنا الَّتی سَقَطَت اِلَیهِ حَتّی اَرشَدَهُ بِهُداهُ قالَ لَهُ اللهُ عَزَّوَجَلَّ: یا اَیُّهَا العَبدُ الکَریمُ المُواسی اِنّی اَولی بِهذا الکَرَمِ، اِجعَلُو الَهُ یا مَلائِکَتی فِی الجِنانِ بِعَدَدِ کُلِّ حَرفٍ عَلَّمَهُ اَخاهُ اَلفَ قَصرٍ وَ ضَموُّا اِلَیها ما یَلیقُ بِها مِن سائِرِ النَّعَمِ. «مُنیَةُ المُرید /33» کسی که به خاطر ما (اهل بیت (ع) عهده دار سرپرستی یتیمی گردد، آن یتیمی که محنت و ابتلائات و پنهانی ما میان ما و او جدایی افکند. پس اگر با همان علومی که از ناحیه ما به او رسیده است با او مواسات و همیاری کند، و با ارشاد و راهنمایی خود، او را با حقّ و حقیقت آشنا کند، خدای عزّوجلّ به او می فرماید: ای بنده بزرگوار و کریم که مواسات و همدردی (با یتیمان آل محمد (ص) نموده ای بدان من سزاوارترم که ترا مشمول کرم و بزرگواری خویش قرار دهم. ای فرشتگان من در برابر هر حرف و سخنی که این بنده من به دیگران آموخته است هزار، هزار کاخ در بهشت برای او قرار بدهید و به این کاخهای آسایش بخش آنچه که سزاوار است از نعمتهای مختلف اضافه کنید. |
|
ارزش كدام انسان بيشتر است ؟ |
قیل لِلحُسَینِ بنِ عَلیٍّ (ع): مَن اَعظَمُ النّاسِ قَدراً؟ قال: مَن لَم یُبالِ الدُّنیا فی یَدَی مَن کانَت. «مجموعه ورام ج 2/348» به امام حسین (ع) عرض شد، قدر و قیمت کدام انسان بیشتر است؟ فرموند: کسی که پروا و ترسی نداشته باشد که دنیا دست چه کسی است (دست هر کس باشد ناراحت نیست و افسوس بر آن نمی خورَد.) |
قالَ رَجُلٌ لِلحُسَینِ (ع): بَنَیتُ داراً اُحِبُّ اَن تَدخُلَها وَ تَدعُو اللهَ، فَدَخَلَها فَنَظَرَ اِلَیها، ثُمَّ قالَ: اَخرَبتَ دارَکَ وَ عَمَّرتَ دارَ غَیرِکَ، غَرّکَ مَن فِی الاَرضِ وَ مَقَّتَکَ مَن فِی السَّماءِ. «مجوعه ورّام ج 1/78» شخصی به امام حسین (ع) عرض کرد: خانه ای ساخته ام، دوست دارم شما وارد آن شوید (افتتاح کنید) و خدا را بخوانید (در آنجا دعا کنید) پس آنحضرت داخل آن خانه شدند و آنرا نگاه کردند. سپس فرمودند: (در واقع) خانه ات (آخرتت) را خراب کردی و خانه دیگران را آباد نمودی آنکه در روی زمین است (مردم) ترا فریب دادند و آنکه در آسمان است (خداوند و ملائکه) از تو به خشم آمدند (فریب چیزی را خوردی و به آن دل بستی و خدا و ملائکه را به خشم آوردی). |
|
اي پسر رسول الله (ص) روزت را چگونه آغاز نمودي ؟ |
- سُئِلَ الحُسَینُ بنُ عَلیٍّ (ع) فَقیلَ لَهُ، کَیفَ اَصبَحتَ یَابنَ رَسُولِ اللهِ ؟ قالَ (ع): اَصبَحتُ وَلِیَ رَبُّ فَوقی وَ النّارُ اَمامی وَ المُوتُ یَطلُبُنی وَ الحِسابُ مُحدِقٌ بی وَ اَنَا مُرتَهِنٌ بُعَمَلی، لا اَجِدُ ما اُحِبُّ وَ لا اَدفَعُ ما اُکرِهِ وَ الاُمُورُ بِیَدِ غَیری فَاِن شاءَ عَذَّبَنی وَ اِن شاءَ عفی عَنّی فَاَیُّ فَقیرٍ اَفقَرُ مِنّی. «من لایحضر الفقیه 4/289» «روضة الواعظین 2/489» «البحار 76/15» «امالی صدوق مجلس 89 ح 3» از امام حسین (ع) سؤال شد ای پسر پیامبر چگونه صبح کردی و روزت را شروع نمودی؟ آنحضرت فرمودند: روزم را شروع نمودم در حالی که پروردگار بر سر من است (شاهد و ناظر اعمالم است) و دوزخ در برابر و روبروی من، و مرگ مرا طلب می کندو دنبال سر من است، و حساب و کتاب (اعمالم) مرا احاطه کرده، و من در گِرو اعمال و کردارم هستم، آنچه دوست دارم بدست نمی آورم و آنچه را که بد می دارم جلو آنرا نمی توانم بگیرم، و کارها بدست دیگری است اگر بخواهد مرا شکنجه و عذاب کند و اگر بخواهد مرا عفو کند و از من بگذرد، پس کدام فقیری از من نیازمندتر است. |
کَتَبَ رَجُلٌ اِلَی الحُسَینِ بنِ عَلیٍّ (ع): یا سَیّدی، اَخبِری بِخَیرِ الدّنیا وَ الآخِرَةِ فَکَتَبَ اِلَیهِ بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الَّرحیمِ، اَمّا بَعدُ فَاِنَّهُ مَن طَلَبَ رِضَی اللهِ بِسَخَطِ النّاسِ کَفاهُ اللهُ اُمُورَ النّاسِ، وَ مَن طَلَبِ رضِی النّاسِ بِسَخَطِ اللهِ وَ کَّلَهُ اللهُ اِلی النّاسِ، وَ السَّلامُ. «الاختصاص /225» «امالی صدوق مجلس 36 ح 11» مردی به امام حسین (ع) نوشت ای سید و سرور من، مرا از خیر دنیا و آخرت آگاه کن، آنحضرت به او نوشت: بنام خداوند بخشنده مهربان اما بعد (بعد از حمد و ثناي خداوند) بدرستی که هر کس (در مقابله رضای خدا و خشم مردم) رضای خداوند را با وجود خشم مردم بخواهد خداوند امورش را کفایت می کند و کسی که رضایت مردم را در برابر خشم خداوند بخواهد خداوند او را به مردم واگذارد (و دیگر حمایتش نکند) و السّلام. |
|
هیچ مؤمنی مرا یاد نکند مگر اینکه گریه اش گیرد |
قالَ (ع): اَنَا قَتیلُ العَبرَةِ: لا یَذکُرُنی مُؤمِنٌ اِلاَّ استَعبَرش. «امالی صدوق مجلس 28 ح 7» من کشته اشک چشمم هیچ مؤمنی مرا یاد نکند مگر اینکه گریه اش گیرد. |
|
ترس از ستم بر پناهنده به خداوند |
- قَالَ لاِبنِهِ عَلِیِّ بنِ الحُسَینِ (ع)» اَی بُنَیِّ اِیّاکَ وَ ظُلمَ مَن لا یَجِدَ عَلَیکَ ناصِراً اِلاَّ اللهُ عَزَّ وَ جَلَّ. «خصال – باب الواحد» «تحف العقول ص 251» «مجموعه ورّام 2/483» به فرزندش علی بن الحسین (ع) فرمود: ای پسر عزیزم بپرهیز از ستم کردن بر کسی که در برابر تو یاوری غیر از خدای عزّوجلّ ندارد. |
قالَ (ع): اِنَّ قَوماً عَبَدوُا اللهَ رَغبَةً فَتِلکَ عِبادَةُ التُّجّارِ، وَ اِنَّ قَوماً عَبَدُ و اللهَ رَهبَةً فَتلِکَ عِبادَةُ عِبادَةُ العَبیدِ، وَ اِنَّ قَوماً عَبَدو اللهَ شُکراً فَتِلکَ عِبادَةُ الاَحرارِ وَ هِیَ اَفضَلُ العِبادَةِ. «تحف العقول ص 250» همانا عده ای خدا را از روی میل و شوق به بهشت عبادت می کنند این عبادت مانند عمل تجّار و بازرگانان است، و عده ای از روی ترس خدا را عبادت می کنند این (مانند) عبادت و فرمانبرداری بردگان است، و عدّه ای خدا را از روی شکر و قدردانی عبادت می کنند این عبادت احرار و آزادگان است و این بهترین عبادت است. |
|
بدگوئي و غيبت ، خوراك سگهاي اهلجهنم |
قالَ (ع): لِرَجُلٍ اِغتابَ عِندَهُ رَجُلاً: یا هذا کَفَّ عَنِ الغیبَةِ فَاِنَّها اِدامُ کِلابِ النّار. «تحف العقول ص 250» به مردی که در برابر آنحضرت بدگویی و غیبت شخص دیگری را کرد چنین فرمود: ای فلانی، از غیبت کردن و بدگویی دیگران دست بردار، همانا که غیبت خورش سگهای اهل جهنّم است. |
لِلسَّلامِ سَبعُونَ حَسَنَةً، تِسعٌ وَ سِتُّونَ لِلمُبتَدِءِ وَ واحِدَةٌ لِلرادِ. «تحف العقول ص 253» سلام کردن هفتاد حسنه و ثواب دارد شصت و نه ثواب از برای سلام کننده و یک ثواب برای جوابگو است (با وجود آنکه سلام کردن مستحب ولی جواب دادن آن واجب است). |
قالَ الحُسَینُ (ع): اَلبَخیلُ مَن بَخِلَ بِالسَّلامِ. «تحف العقول/ 253» بخیل کسی است که از سلام کردن بخل ورزد (سلام نکند). |
|